روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

[ جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]

سلام

تصمیم گرفتم که از این به بعد نوشته های این وبلاگ و خصوصی کنم.رمز و هم برای دوستان عزیزم می فرستم.

[ یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٦:٠٦ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]

وقتی می بینم چقدر نسبت به موضوعاتی که می دونه من ناراحت می شم بی تفاوته و حتی عمدا کاری می کنه که حرص من و دربیاره خیلی عصبانی می شم.یه جورایی انگار از این کار لذت هم می بره و گرنه وقتی یه بار می دید از یه کاری ناراحت شدم دوباره تکرارش نمی کرد!!! اونم من که حتی نمی تونستم اخمش و ببینم چه برسه به ناراحتیش و.افسوس

می گذره مهندس از منم می گذره.فقط مواظب کارهات باش که این دنیا بدجوری جواب هر عملی رو به خود آدم بر می گردونه.

ما گذشتیم و گذشت آنچه که با ما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران

می دونم که اول و آخرش سالی یه بار میای اینجا .روی دوستیت حساب کرده بودم که ازت راهنمایی خواستم.اما با این وضعیت دیگه نه راهنمایی ازت می خوام نه مشاوره.فکر می کنم تو بیشتر از من به راهنمایی نیاز داشته باشی تا این خود بزرگ بینی رو از خودت دور کنی لبخند

نظرات در پست پایین

[ یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]

هرکی می پرسه حالمو می گم همه چیز عالیه

هیچ کی نمی دونه چقدر جای تو اینجا خالیه

 

 

 

 

[ جمعه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]