روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

سلام

ممنونم از همه دوستانی که نگزان حال من بودن.دوستون دارم هوارتاقلبماچ

هیلا جان دلت برای آقای همسر نسوزه چون بیماری من کاملا تقصیر اونه.یعنی هم تقصیز اونه و هم تقصیز ملکه.من مدتیه که با ملکه قطع رابطه کردم چون حرفهای زشتی بهم زد که واقعا نمی تونم ببخشمش.یه مدت راحت بودیم اما ظاهرا ملکه جان دوباره داره پاش تو زندگی ما باز می شه.اینو وقتی من خونه مادرم بودم و آقای همسر هم رفت به ملکه سر بزنه از عوض شدن رفتارش فهمیدم.متاسفانه آقای همسر دو تا خصلت بد داره.یکی اینکه خیلی دهن بینه و حرف دیگران روش خیلی تاثیر می گذاره و یکی هم اینکه خیلی بی سیاسته و خیلی اوقات حرفهایی که اصلا نباید بزنه می زنه و کارهایی که نباید انجام بده انجام می ده.بعضی اوقات حس می کنم من از آقای همسر بزرگترم اینقدر که بچه بازی درمیاره.یعنی خدا نصیب کسی زن یا مرد با اخلاق بچه گانه نکنه که واقعا عذاب آوره.ناراحت

درباره ملکه و اتفاقاتی که افتاده  و داره می افته براتون می نویسم ولی تو یه پست خصوصی. در مورد رمز شرمنده تمام دوستانی هستم که وبلاگ ندارن و یا وبلاگ هاشون تازه تاسیسه. به من حق بدین که نگران باشم چون واقعا اتفاقاتی که داره می افته بسیار بسیار خصوصیه.بقیه دوستان کسانی که رمز می خوان حتما تو همین پست کامنت بگذارن.

سعی می کنم تا فردا پست جدید و بگذارم  چون انگشتم گرفت به در سی دی رام  و بدجوری آش و لاش شد.متاسفانه یا خوشبختانه پوست بدن من خیلی نازکه و سریع زخم می شه و کبود می شه.منم عادت دارم تایپ فارسی را ده انگشتی انجام بدم و برای همین الان سرعت تایپم خیلی پاییه.

[ سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]