خاطرات را باید سطل سطل از زندگی بیرون کشید…
خاطرات نه سر دارند،نه ته!!!
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند…
میرسند گاهی وسط یک فکر،گاهی وسط یک خیابون…
و گاهی حتی وسط یک صحبت سردت میکنند؛
رگ خوابت را بلدند! زمینت میزنند…
خاطرات تمام نمیشوند،تمامت میکنند…!!!

 

پی نوشت: گاهی اوقات خیلی دلم می خواد یه شوکی بهم وارد شه و تمام خاطراتی که آزارم می دن ازذهنم پاک شه.متاسفانه یا خوشبختانه من حافظه تصویری خیلی قوی ای دارم و ذهن من مثل یک فیلم سینمایی جز به جز خاطرات و ضبط می کنه و یهو بی هوا برات نمایشش می ده.اونموقع است که دلت می خواد سرت و بکوبی به دیوارناراحت