روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

سلام

این روزها یکم عصبیم.چون درسهام مونده و همش مجبورم دنبال کارهای دیگه باشم.این عکس و فیلم عروسی هم برای ما شده مکافات.همش داریم دمو می بینیم و اصلاحیه می فرستیم.آقای همسر هم که خودش و راحت کرده و همه رو گذاشته گردن من.فکر کنم یه 5 باری دموی فیلم عروسی رو دیدم  و بعد سه تا برگه بزرگ اصلاحیه تایپ کردم و فرستادم.کفشون بریده بود می گفتن بابا شما جقدر دقیقین.مهندسی گفتن مثلازبان

دیگه اینکه یه چند وقتیه با این همسایه بالاییه مشکل پیدا کردیم.لوله کشی خونش مشکل پیدا کرده بود و حاضر نبود درستش کنه و از سقف ما آب می چکید .خلاصه کار رسید به دادگاه و شکایت و کارشناس اومد دید و کلی برای آقا خسارت بریدن تا راضی شد لوله کش بیاره.حالا متاسفانه از سقف دستشویی هم آب می چکید و کلا این چند وقته هم ما اینقدر کشیک می کشیدیم که یه وقت آب رو سر و کله مون نریزه تا چند دقیقه بتونیم بریم دستشویی.یعنی مصیبتی بودا.دیگه از دیشب که رسما دستشویی تعطیل شد چون لوله کش آورد و سقف کاذب ما رو خراب کرد و بالاخره مشخص شد اشکال از لوله سیفونه و کف دستشوییش و باید کلا جمع کنه.حالا باز خوبه آبی که می ریخته ظاهرا آب سیفون بوده و تمیز بوده و آب فاضلاب و اینها نبوده.خلاصه اینکه ما از دیشب به علت تعطیلی دستشویی خونه ملکه جان هستیم تا این لوله کشه کارش تموم بشه. البته لوله هاشم  ظاهرا ایراد داشته و نشتی داشته که اونم داده براش از رو کشیدن.خلاصه اینکه درگیریم اساسی.واقعا این آپارتمان نشینی دردسره.من که تا قبل ازدواج اصلا عادت به خونه های آپارتمانی نداشتم چون خونه خودمون که تک واحدی بود و قبلشم خونه پدربزرگم بودیم که اونم دو واحد بیشتر نبود و برای همین هیچ وقت گیر همسایه بد تا به حال نیفتاده بودیم.کلا الان یه سالی هست که ما با این طبقه بالایی ها درگیریم.قبلا مستاجر می نشست و یه زن و شوهر جوون بودن با بچه که همش دعوا داشتن.یهو خوابیده بودیم نصفه شب صدای گرومب گرومب از بالا می اومد و جیغ و داد.واقعا نمی دونم قابلمه به هم پرت می کردن که اینقدر سروصدا می اومد؟؟البته آقای همسر یه بار رفته بود تو خونشون می گفت در اتاق خوابم انگار با لگد شکسته بودند. البته صدای شکستن ظرف و ظروف هم بود.کلا اعجوبه هایی بودنا.همیشه هم دعواهاشون ساعت 2و3 نصفه شب بود و صداشونم از کانال کولر می اومد پایین.حالاالان که چند ماهیه اونها رفتن و ما خلاص شدیم از سر و صدا ، اینبار گیر خود صاحب خونه افتادیم و خرابی لوله ها و اینها.خدا خودش بعدیش و بخیر بگذرونه.

[ سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]