روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

دارم آهنگ گوش می دم.بی اختیار می رم به سالهایی دور.تابستان 83 ، خیابان ونک مقابل مرکز خرید آینه ونک.همون روز که برای اولین بار دستهای هم و گرفتیم و آهنگ اندی رو باهم گوش کردیم.

قصه از کجا شروع شد از گل و باغ و جوونه

از صدای مهربون و یه سلام عاشقونه

اومدم به مهربونیت که بگم با تو یه رنگم

تا بگم چه نازنینی  ای شکوفه قشنگم

ای سلام عاشقونه ای عزیز آشیونه

عشقمون کاشکی همینجوری بمونه

 

و حالا زمستان 91 و این بار باز یه آهنگ قشنگ دیگه از اندی که بدجوری شرح حال این روزهای منه.

 

اگر زندگیم شد سراپا حدیثت
ترحم نمی خوام تو چشمای خیست

تو وعشق خوبت اگر قسمتم نیست
به زانو نیفتم که این خصلتم نیست

 

نمیخوام تو چشمام بخونی احساسم
نمیخوام ببینی که در التماسم
اگر عاشق هستم هنوز که هنوزه
نمیخوام دل تو واسه من بسوزه

 

من از تو نمیخوام دلیل و بهونه

گناهی نداری همینه زمونه

تو نیستی به قلبم جوابی بدهکار
منم که اسیرم تو نیستی گرفتار

 برو موندنت رو به اصرار نمی خوام

نه هرگز من عشق و به اجبار نمی خوام
هنوزم عزیزم دلت نازنینه
دیگه نیستی عاشق حقیقت همینه


خداحافظ ای عشق خداحافظ ای گل
واسه دل شکستن نداری تحمل
خدا حافظ ای عشق برو به سلامت
مثه من به غصه نداری تو عادت

 

خواهش می کنم درباره این پست هیچی نپرسید.

آهنگ  اندی رو می تونید از اینجا دانلود کنید.

[ دوشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٤:٢۱ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]