روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

سلام به همه دوستهای مهربونم

کمتر از دو روز به شروع سال جدید مونده و منم تصمیم گرفتم آخرین پست امسال و بگذارم و یه جمع بندی کلی از سالی که گذشت داشته باشم.

سال 91 سال کاملا متفاوتی بود.نیمه اولش به من خیلی سخت گذشت و می تونم بگم بدترین ماهها و روزهای عمرم و گذروندم ولی نیمه دومش در کمال ناباوری خیلی خوب بود.امسال در نیمه اول از لحاظ روحی افسردگی خیلی شدیدی رو تجربه کردم که علت اصلیش خستگی دو ساله بود.چون من همزمان که ارشد قبول شدم قضیه خواستگاری آقای همسر هم پیش اومد و آمادگی برای مراسم هایی که در این مدت باید برگزار می شد و کار کردن من تو شرکت جدید و بعدم پروژه خرید خونه و خرید جهزیه که کاملا هم در این دو مورد دست تنها بودیم و  بجز مادر و پدرم و آقای همسر هیچ کمکی نداشتم، کاملا در طول این دو سال من و از پا انداخت .اختلافاتم با آقای همسر به اوج رسید و حتی آقای همسر یه مدت طولانی به حالت قهر خونه رو ترک کرد و رفت.فقط خدا می دونه تو اون روزها چی به من گذشت.تو اون روزها که حتی پدرم نمی دونست چی به سر زندگی من اومده و فقط مادرم و یکی دو نفر از دوستان می دونستند.سفر مشهدی که در عرض دو روز جور شد  و اینقدر ماجرای جور شدن بلیط هواپیما در طی دو روز اونم وقتی پروازها کاملا پر بود برای همه عجیب بود که تمام همسفرانمون مطمئن شدند که امام رضا من و بدجوری طلبیده.اون روزها من تو اوج بیماری روحی و جسمی(مشکل کلیه ام) بودم.برای اولین بار تو حرم حتی نمی تونستم از روی یک کتاب دعا بخونم و فقط می تشستم یه گوشه حرم و ساعتها به آدمها نگاه می کردم. و روز آخر که نمی دونم چی شد که وقتی ضریح و دیدم تمام بغض هام یهو سر باز کرد و نشستم رو زمین و کلی گریه کردم و به خدا التماس کردم که زندگیم و نجات بده. 

بعد اون سفر انگار سبک شدم.یه جورایی حس می کردم که خدا صدای ضجه هام و شنیده و حتما بهم کمک می کنه و همینم شد. دکتری پیدا شد که فهمید بیماری جسمی من هم جنبه روحی داره و با دارو هایی که تجویز کرد رفته رفته هم حالم بهتر شد و هم افسردگیم از بین رفت و کم کم شدم همون آدم سابق.

تو نیمه دوم سال دوباره درس و دانشگاه و شروع کردم که ایشالله تز ارشدم رو هم بدم و فارغ التحصیل بشم.کلی به خونه و زندگیم رسیدم و با تغییر دکوراسیون و خریدن مقداری از لوازمی که تو این یه سال احساس می کردم نیاز هستند حال و هوای خونه رو عوض کردم.سعی کردم از لحاظ احساسی بیشتر به آقای همسر برسم و همین باعث بهبود خیلی زیاد روابط عاطفیمون و افزایش علاقه مون به همدیگه شد. دکتر تغذیه رفتم و 9 کیلو کم کردم و بدین ترتیب اضافه وزنی که بعد ازدواج گریبان گیرم شده بود کلا از بین رفت و باعث شد اعتماد به نفسم برگرده و خلاصه اینکه تونستم تو این 6 ماه دوم سال کم کم خودم و پیدا کنم و بشم همون آدم سابق.

در این یه سال دوستانی رو هم بیشتر شناختم.کسانی که همه جوره برای من عزیز بودند و همیشه سعی کردم کنارشون باشم اما متاسفانه این افراد مشکلات من و دیدن ولی حاضر نشدن کوچکترین قدمی برای من بردارند.در مورد این آدمها هیچی نمی تونم بگم و فقط سعی کردم به سرعت ازشون دور بشم که بیشتر از این ضربه نخورم و امیدوارم روزی برسه که خودشون متوجه بشن در حق من دوست چه کردند.

اما کسانی هم بودند که خیلی بهم کمک کردند.مادر عزیزم که این یه سال هر کاری از دستش بر اومد برام کرد تا زودتر سلامتیم و بدست بیارم. همیشه هم می گفت من هیچ آرزویی ندارم جز اینکه تو همون آدم سابق بشی. 

آقای همسر که واقعا صبوری کرد و سعی کرد همه جوره کمکم کنه و به من آرامش بده که زودتر سلامتیم و بدست بیارم.

و دوستان عزیزی که این مدت کنارم بودند و من و از دعاهاشون بی نصیب نگذاشتند و شاید خدا به پاکی دل اونها بود که زندگی من و به کلی دگرگون کرد و شد اون چیزی که امروز خیلی ها حسرتش و می خورند.

همین جا برای تک تکشون آرزو می کنم که  انشالله خدا هر چی که دلشون می خواد بهشون بده و بهترین ها رو تو زندگی براشون رقم بزنه.

و اما آرزوهای سال جدید:

امیدوارم که امسال برای همه سالی باشه سرشار از سلامتی و موفقیت در زندگی.آرزو می کنم که در سال جدید همه مردم ما شاد باشند و عصه مهمون دل هیچ خونه ای نباشه.از خدا می خوام که امسال هیچ دلی تنها نباشه و همه آدمها کسی رو داشته باشند که در کنارش احساس خوشبختی و آرامش کنند.

برای خودم هم امیدوارم که در سال جدید به تمام هدفهای کوتاه مدتم برسم و برای اهداف بلند مدتم بیشتر تلاش کنم و در کتار آقای همسر زندگی شاد و آرومی توام با سلامتی خودم و عزیزانم داشته باشم.

 

پیشاپیش سال نو همگی مبارک و ایشالله که تعطیلات نوروز کلی بهتون خوش بگذره و با انرژی مضاعف سال جدید و آغاز کنید.

موقع تحویل سال به یاد من هم باشید و برای خوشبختی من ، خودتون و همه جوونها دعا کنید.

 

 

 

[ سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠٢ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]