روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

سلام

امروز هم مهمون داشتم اما بعدش سریع خونه رو تمیز کردم که همچنان خونه مون عین دسته گل باشهلبخند

بالاخره این تعطیلات مزخرف عید هم تموم شد.به جز روز اول عید که کلی از دیدن پیغامهای تبریک تولد در فیس ب و ک  شگفت زده شدم و همچنین بابت تلفن یه بنده خدایی کلا شوکه شدم و می تونم بگم روز جالبی بود بقیه روزها خیلی خیلی عادی گذشت.حتی کلاه قرمزی هم امسال نتونست من و جذب کنه با اون گاو مسخره اش.خدایی جیگر و ببعی کجا و اون گاوه کج و کوله بی مزه کجا؟؟ به نظر من تنها قسمت جالب امسالش همون اتاق خوابشون بود که همه لباس خواب می پوشیدن و می خوابیدن.یعنی هلاک این فامیل دورم با این زیر پیرهنی رکابی پوشیدنشنیشخند.وقتی می دیدم همش فکر می کردم این عروسکها که مثلا رو زمین خوابیدن و چه جوری حرکتشون می دن؟؟.به این نتیجه رسیدم که احتمالا این اتاق یه ماکتی بالاتر از سطح زمینه و در حقیقت یه ماکت مستطیل شکله که عروسک گردانها دارن از زیرش عروسکها رو تکون می دن.یه جایی هم خوندم که همزمان تصاویری که داره ضبط می شه از یه ال سی دی بزرگ سر صحنه پخش می شه و عروسک گردانها از طریق همون ال سی دی هست که حرکات عروسکهای دیگه رو می بینند و واکنش نشون می دن.روش جالبیه نه؟؟

 

 

در مورد غیر فعال کردن کامنت ها هم یه توضیحی بدم.راستش علت اصلیش اینه که منه تنبل یه مدتیه حوصله کامنت گذاری تو وبلاگ هایی که می خونم و ندارم .وقتی هم می بینم شما لطف می کنید و برام کامنت می گذارید شرمنده می شم اینه که فعلا کامنت دونی اینجا رو بستم .لبخند

اما قول می دم این غیبت زیاد طولانی نباشه

دوستتون دارم و برای همتون شادی آرزو می کنم که به نظر من تو زندگی یه گنج واقعیه

تا بعد....

[ جمعه ۱٦ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]