روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

بالاخره این چند روز تعطیلی هم تموم شد.برای من چند روز تعطیلی برابر هست با چند کیلو چاق شدن چون وقتی آقای همسر توی خونه باشه ساعت به ساعت یه چیزی می خوره و منم مجبور می کنه که کنارش باشم تا بقول خودش بهش بچسبه.همین ناخنک زدنها هم برای چاقی کافیه دیگه.

سینما رو رفتیم .فیلمش بسیار مسخره بود.یعنی اصلا توصیه نمی کنم فیلم "چه خوب شد که برگشتی" را برید ببینید.البته یه چند تا صحنه جالب داشت ولی شخصا از کسی که فیلمی مثل سنتوری می سازه توقع خیلی بیش از اینها رو داشتم.راستش یه جورایی حس می کنم بعد از بلایی که سر فیلم سنتوری بر سر مهرجویی اومد دیگه این بنده خدا دل و دماغ فیلم ساختن نداره. آخه فیلم قبلی که ازش دیده بودم( نارنجی پوش) هم زیاد چنگی به دل نمی زد.حق هم داره البته. شخصا هر بار که م ا ه و ا ر ه فیلم سنتوری رو می گذاره می شینم باز هم تماشا می کنم بس که این فیلم قشنگه.مطمئنم که اکران می شد رکورد همه فیلم ها رو می شکست.

این روزها دارم روی شخصیت خودم کار می کنم.من معتقدم که خداوند اگه نعمتی به ما داده باید ازش به بهترین نحو استفاده کنیم.متاسفانه یا خوشبختانه خدا مهربونی زیادی به من داده.قدیما خیلی سعی می کردم به همه محبت کنم اما یه دوره ای از بس آدمها در حفم بد کردند که منم در قلبم و به روی همه بستم.اما این موضوع باعث شد که دیگه هیچ وقت از عملکرد خودم راضی نباشم و احساس خوبی نسبت به خودم نداشته باشم .اما الان یه مدتیه که دارم سعی می کنم دوباره به همه محبت کنم ولی با این علم که هیچ کس قرار نیست به من در عوض محبتم، محبتی بکنه. همین بدون توقع بودنم باعث شده که خیلی احساس خوبی داشته باشم.سعی می کنم مدام لبخند رو لبهام باشه و به همه کمک کنم و برای هر کاری که هر کسی برام انجام می ده هرچند که کوچیک باشه ازش با لبخند قدر دانی کنم.نمی دونید چقدر خوشحال می شم وقتی می بینم یه نفر بخاطر محبتی که من بهش می کنم شاد می شه و در جواب من اونم لبخند بهم می زنه.این روزها همین شادیهای کوچیک باعث می شه که بیش از پیش احساس خوشبختی کنم.


 

 

[ جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]