روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

صبج که داشتم ایمیل هام و چک می کردم یه ایمیل جالب دیدم درباره سانسور های فیلم های تلویزیون.یعنی خیلی باحاله ها.سرشار از نبوغه.گفتم اینجا بگذارم که شما هم حالش و ببریننیشخند

 

پیشنهاد می کنم اول ستون سمت راست دیالوگ ها رو کامل بخونید که موضوع اصلی فیلم دستتون بیاد و بعد ستون سمت چپ که هنزنمایی سانسورچیان عزیز هست رو بخونید .

 

فیلم هندی
نام فیلم: عاشقتم / نام دوبله شده برای تلویزیون: زندگی خوب


تصویر به شکل ملو ترمیم شده است.

 

دیالوگ های اصلی دختر و پسر فیلم

دیالوگ پخش شده از تلویزیون

دختر: دیشب با شامیتا دیدنت، درسته؟ برادر اینجا چیکار می​کنی؟
پسر: من؟ حتما اشتباه می​کنی. غیر از تو هیچ زنی پاش تو زندگی من باز نشده. چی؟ این چه سوالیه از من می​پرسی خواهر؟ من فکر کردم تو نقشه رو آماده کردی که اومدم.
دختر: جدی؟ پس این عکس چیه؟ کدوم نقشه برادر؟ چی می​گی؟
پسر: آه! ببین این یه مجلس رقص بود و من تنها با اون رقصیدم. تازه به اصرار اون. آه. ببین من دیشب دیدم که اثاثیه سیتا رو ریختن تو خیابون. حالا اومدم باهم فکری کنیم باهاش.
دختر: توقع داری باور کنم؟ واقعا می​خوای کمکش کنی؟
پسر: باور کن کارینا. من عاشق تو هستم. آره خواهر. من عاشق کمک کردن هستم.
دختر: ببین شاهرخ من دوستت دارم و نمی​خوام تو رو از دست بدم ولی... ببین برادر اتفاقا من هم تو فکرش بودم ولی دست تنها کاری ازم ساخته نبود..
پسر: ولی نداره کارینا. منم تو رو دوست دارم، باور کن...اینم حلقه ازدواج. خواهش می​کنم دستت کن! دیگه دست تنها نیستی، بیا. اینم حلقه ازدواج سیتا که کنار خیابون افتاده بود. بده بهش و بگو ما کنارش هستیم.
دختر: شاهرخ به من قول بده دیگه با کسی نرقصی. برادر به من قول بده همیشه دستت به کار خیر بره.
پسر: حتما عزیزم. قول می​دم فقط با خودت برقصم و همیشه کنارت بمونم. حتما خواهر. قول می​دم فقط در کار خیر شرکت کنم تا روح پدر هم شاد باشه.
دختر: خیلی دوستت دارم شاهرخ. خیر ببینی برادر عزیزم.

 

 

فیلم هالیوودی
نام فیلم: خیابان دونفره / نام دوبله شده برای تلویزیون: آرامش در مسیر

عکس به شکل فنی اصلاح شده است!

 

 

 

دیالوگ های اصلی دختر و پسر فیلم

دیالوگ پخش شده از تلویزیون

پسر: چقدر خوشگل شدی؟ باید یه فکری بکنم.
دختر: مرسی. بخاطر تو این لباسو پوشیدم. موافقم. تازگی خیلی سر به هوا شدی.
پسر: امشب با هم بریم سینما؟ خیلی فکرم درگیر این پروژه س؟
دختر: بعدش؟ کدوم؟
پسر: بعدشم بریم خونه ما. پایان نامه دانشگاهیم.
دختر: واقعا هنوز دوستم داری؟ واقعا هنوز از پایان نامه ت دفاع نکردی؟
پسر: من عاشقتم. تازه روانی می​شم وقتی این عطرو به خودت می زنی. نه دیگه. هر بار یه اتفاقی افتاده البته خودمم مقصرم، تو کمکم می​کنی؟
دختر: منم خیلی دوستت دارم. هیچوقت تنهام نذار. بدون تو می​میرم. حتما. اتفاقا خیلی دوست داشتم کمکت کنم. الان بریم کتابخونه؟
پسر: بیا اینم کارت ورود به شوی لباس پنجشنبه آره. راستی این بلیت مترو از جیبت افتاد.
دختر: واااای تو محشری. (بازیگر زن به مقدار خیلی زیاد به بازیگر مرد نزدیک می​شود) آااااه. آسمون رو نیگا کن چقدر پرنده...(تصویر یکدسته گنجشک در آسمان پخش می​شود)
پسر: قول می​دم بهت خوش بگذره عزیزم. وای راست می​گی چقدر پرنده... (همچنان تصویر کوچ پرندگان پخش می​شود)
دختر: خیلی دوستت دارم، خیلی... چقدر پرنده بودن خوبه...

[ سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]