روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

خیلی از دست خودم عصبانیم.کلا من هرچند وقت یکبار به خودم و اونچه که انجام دادم خیلی فکر می کنم.به این که الان کجای کارم و چقدر به هدف هایی که تا به حال می خواستم رسیدم.راستش وقتی به این چند سال فکر می کنم احساس می کنم که از سال 88 به بعد خیلی از وقتم و هدر دادم و با اعصاب خوردی های الکی از خیلی از هدفهام عقب موندم.امروز یه نفر نوشته بود کاش زندگی هم دکمه""un do "" داشت. اگه داشت که من همین الان دوست داشتم برگردم به سال 88. قبل ترش نمی خوام برم نه اینکه همه کارهام تو اون سالها درست باشه اما واقعا حوصله گذروندن اون سالها رو دوباره ندارمنیشخند

تازگیها احساس می کنم عاقل شدم و دیگه احساسی تصمیم نمی گیرم.از این بابت خوشحالم خیلی خیلی زیاد. کاش همیشه همه چیز زندگیم مثل این روزها اینقدر رو روال باشه.لبخند

 

 

[ پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۳:٢٦ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]