روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

بالاخره تونستم بین موضوع پایان نامم و کار مورد علاقه ام یک وجه تشابهی پیدا کنم.اینه که این روزها با لذت بیشتری روی پایان نامم کار می کنم.یعنی یه جورایی مطالب جدید و می بلعم اینقدر که برام جذابه.فکر نمی کنم تو هیچ رشته ای بجز این رشته می تونستم درس بخونم.یادم نمی ره روز انتخاب رشته لیسانس بهم می گفتن مهندسی صنایع هم بزن و من چه گریه ای می کردم که من از صنایع خوشم نمی یاد و نمی خونم.آخرم بجز رشته خودم و مهندسی شیمی و معماری که دوست داشتم هیچ کدوم از رشته های فنی رو نزدم.

این روزها تنها مشکلم چشممه.یعنی اگه این چشم ما یاری می کرد حاضر بودم در شبانه روز فقط چند ساعت بخوابم و بقیه اش و کار کنم اما بدبختانه تازگیها  چشمهام بدجوری به نور مانیتور حساس شده و زود به زود خوابم می گیره.اینم از مضرات عمل لازک چشم به شمار می یاد که چشم آدم کلا به نور حساس می شه.آقای همسر خیلی اصرار داشت که من چشمم و عمل نکنم.یه عینک دور مشکی داشتم که آقای همسر عاشقش بود و همیشه ازم می خواست موقع بیرون رفتن باهاش عینک بزنم.ولی خوب من خودم چون همیشه آرایش چشم و دوست داشتم از عینک خوشم نمی اومد و لنز و ترجیح می دادم.با لنز خیلی راحت بودم و حتی باهاش می خوابیدم و در طول 10 سالی که لنز داشتم چشمم کوچکترین مشکلی پیدا نکرد.اما خوب مراقبت از لنز و بهداشتش هم دیگه خسته ام کرده بود این بود که بالاخره تصمیم گرفتم عمل لازک و انجام بدم.

چشم من بعد از عمل خیلی طول کشید تا دیدش طبیعی شد.کلا دوران نقاهتم به نسبت طولانی بود. الان هم با اینکه دیدم خوبه اما مشکل زود خسته شدن و سردرد و حساس بودن به نور و همچنان داره.شخصا معتقدم چیزی که دست کاری بشه و بخواد ترمیم بشه هیچ وقت مثل روز اولش نمی شه.مثل دست و پایی که بشکنه.همین پای من که چند سال پیش شکست با اینکه یه شکستگی ساده بود هنوزم فشار به پام بیاد اول از همه همون قسمت شکستگیش درد می گیره و حساس تره.همین باعث می شه که از عمل بینی بترسم وگرنه خیلی ها بهم گفتن که فرم بینیم طوریه که عمل بکنم خیلی خوشگل تر می شم.

به هر حال امیدوارم فعلا این چشم با ما راه بیاد و این پایان نامه به یه جاهای خوبی برسه. به قول داریوش : چشم من بیا من و یاری بکن!

 

 

[ یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]