روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

سلام

زود دلم واستون تنگ شد برگشتمقلب راستی قالب جدید وبلاگم و دیدین؟؟ یعنی عشقی میکنم با اون دختر و پسر بالای صفحه.خیلی گوگولین.تازشم اون گوشه صفحه که درباره وبلاگ نوشته ، متنش و یه مقداری تغییر دادم و اون دسته گله هم دسته گل عروسی خودمهعینک

جونم براتون بگه که خدا همسایه بد و نصیب گرگ بیابون هم نکنه.یکی از همسایه های ما (دست راستیهنیشخند) یه پیرزن تنهاست که زمینگیر هم هست و پرستار داره.والا ما که تا حالا این خانم و ندیدیم و فقط صداش و شنیدیم.اولین مشکل اینه که اکثرا گرمشه و احساس خفگی می کنه و روزها در خونش و باز می گذاره.حالا ما نخواهیم منظره خونه این خانم و ببینیم باید چیکار کنیم والا نمی دونم.چندین بار هم بهش تذکر دادیم ولی انگار نه انگار.دو روز می بنده دوباره باز می کنه.بعد از این پیرزن پررو ها هستها.یعنی من جرات نمی کنم باهاش دهن به دهن بشم .می ری دم در خونه اش به پرستارش می گی که بابا در و ببند از ته اتاق شروع می کنه به بلند بلند جوابت و دادن.دو تا دخترهاشم خونه هاشون توی همین ساختمونه.یه مشکل دیگه ای هم که با این خانم داریم اینه که وقت و بی وقت( به قول این پوشک مای بی بیچشمک) تو خونه اش مراسم داره.یعنی به هر مناسبتی این یه مراسم می گیره و از این مداح ها میاره و با بلند گو شروع می کنند به دعا خواندن و مداحی و ....واقعا آدم و یاد این سریال دایی جان ناپلون می اندازه که مناسبت کم آورده بودند می گفت امروز شهادت مسلم بن عقیله.فکر کن امشب از ساعت 9 تا 10:30 شب تو خونه اش مولودی بود و یه آقایی مداحی می کرد با بلندگو  و علی علی می خوند(والا ما که نفهمیدیم مناسبت امشب چیه آخه مبعث هفته دیگست).یعنی یک ذره فکر نمی کنه بابا مردم می خوان استراحت کنند می گرده بدترین ساعتها رو هم پیدا می کنه واسه اینکار.مثلا ساعت 3و4 ظهر معمولا مجلس زنونه می گیره و با بلندگو ما رو مستفیذ می کنه.خلاصه که داستان داریم با این پیرزنه و فک و فامیلاش.البته خدا رو شکر خونه ما بجز این همسایه مزخرف هیچ مشکل دیگه ای نداره و همه همسایه ها خیلی خوبن و همه چیز روی نظم و رواله.اینم یه مدلشه دیگهنگران

از اینها که بگذریم یکم از هنرنمایی ام عکس بگذارم دلتون باز شه.من کلا عاشق آشپزی و شیرینی پزی و دسر و این چیزهام.یعنی اهل شکمم در حد تیم ملی.آقای همسرم که پایه اینه که همش تو این سایتهای آشپزی پلاسم که غذاهای تازه یاد بگیرم.از یه سایت خاص هم استفاده نمی کنم کلا می شینم یه تعدادی دستور می خونم بعد از خلاقیت خودم هم کمک می گیرم و با هم ترکیبشون می کنم و یه تغییراتی هم توش می دم و درست می کنم.این تارتیه که چند روز پیش درست کردم و ایده تزئینش و هم از یه شیرینی فروشی یاد گرفتم.

تارت آلیس پز قبل از ریختن ژله:

 و بعد از ریختن ژله:

 الان که فصل توت فرنگی و میوه های تابستونیه حتما از این تارت های خوشمزه درست کنید که با چایی خیلی می چسبه.خوشمزه

تا بعد....

 

[ پنجشنبه ۱ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]