روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

می گن یخچال آمریکاییش خوبه ، ماشین لباسشویی آلمانیش و گاز ایتالیاییش.اما عملا پیدا کردن یخچال آمریکایی و ماشین لباسشویی آلمانی خیلی سخته. گاز ایتالیایی هم زیاده اما اینقدر قیمتش بالاست که دلت نمی یاد همچین پولی رو بابت اجاق گاز که تکنولوژی خاصی هم نداره بدی.

اینه که ما هیچ کدومش و نخریدیم.

دیشب یه سری از لوازم برقی ها رو خریدیم .یعنی خیلی اتفاقی تونستیم گاز و ماشین لباسشویی و یخچال و غذاساز و در یک روز و با هم بخریم. اونم در روز پنجشنبه که انبارها زود می بندن.

ساید و بزور آوردیم تو خونه.یعنی مجبور شدیم درش و لولاش و در بیاریم چون از درمون تو نمی اومد. نمی خواستیم اینقدر بزرگ بگیریم اما اینقدر همه گفتن کوچیکتر بگیرین پشیمون می شین  و همیشه دو نفر نمی مونین و ..که راضی شدیم جامون تو آشپزخونه تنگ بشه اما یخچالمون بزرگ باشه.

پی نوشت: این چند روزه خیلی گریه کردم.اینقدر که چشمهام شده بود قد چشمهای ژاپنی ها.نمی دونم چرا زندگی من اینجوریه و اینهمه پیچ و خم داره.مامانم معتقده خیلی جلوی چشمیم و علتش اینه.به چشم اعتقاد دارم اما تا این حدش یکم عچیبه.جالبه دیروز که رفته بودیم خونمون دیدیم شیشه بدون دلیل ترک خورده.باورتون می شه؟

[ جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]