روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

خونه آرومه.گهگاهی صدای خروپف آقای همسر از اتاق به گوش می رسه.البته علت این خروپف توسط خودم کشف شده و مربوط می شه به شام.یعنی هر موقع آقای همسر شام سنگینی بخوره شبش بی برو برگرد خروپف می کنه.امشبم که پیتزا خوردیم و فوق سنگین به حساب میاد.حالا دلیل علمی این موضوع چیه رو دیگه باید از پزشکان محترم پرسید. به هرحال ما مدتیه شبها شام سبکی می خوریم و عوضش تا صبح راحت می خوابیم.

از زندگی مشترک بگم که دیگه کم کم جا افتادیم. مثل اوایل سر هر موضوعی زود از کوره در نمی ریم و سعی می کنیم با هم کنار بیایم.اما خوب یه موضوعاتی هم همیشه لاینحل باقی خواهد ماند.یکی از همین موضوعات قضیه خواب شبه.یعنی ما از روز اول دوستیمون سر این موضوع درگیری داشتیم و خواهیم داشت.قضیه هم به این صورته که آقای همسر اهمیت زیادی برای خواب شب قائله.یعنی می گه باید 7 ساعت کامل خوابید.از اون طرف هم صبحها ساعت 6 از خواب بیدار می شه.اینه که شبها ساعت 10 شب می ره آماده می شه برای خواب که تا 11 دیگه خواب باشه.این در حالیه که من عادت ندارم زودتر از ساعت 12-1 شب بخوابم.تازه اگه حسم بیاد که مثل الان تا 2 و 3 هم بیدار می مونم.آخه اصلا من نمی دونم حیف نیست آدم این روزهای جوونی شو همش بخوابه.حالا 7 ساعت نخوابه مگه چی می شه؟؟ خلاصه اینکه ما سر این موضوع به تفاهم نرسیدیم که نرسیدیم.همچنان بنده شبها تنها هستم.از صبح که تنهام شب هم که همسر میاد شام می خوره و یه ساعت می شینه و بعد هم می خوابه.یعنی عملا شبها هم تنهام.حالا این در حالیه که بنده ازدواج کردم که مثلا از تنهایی در بیام.چقدرم اینجوری دارم از تنهایی درمیام.

بی خیال حوصله غرغر ندارم.همیشه فکر می کردم چه جوری می شه که زنها بعد ازدواج بدون شوهرشون برای زندگیشون برنامه می چینند؛برای خودشون تنهایی مسافرت می رن ؛با دوستهاشون تنهایی گردش می رن و ...حالا کم کم دارم می فهمم که علتش فقط و فقط مردها هستند.یعنی این مردها هستند که تفریحات مشترک و دوست ندارن و با رفتارشون باعث می شن همسرشون روز به روز بیشتر ازشون دور بشه.

به هر حال این مشکل اکثر زنهای تاریخه و امیدوارم راه حلی براش پیدا بشه.

[ جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]