روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

دیروز سر یه موضوع کوچیکی با آقای همسر بحثمون می شه.می دونم می خواد نازش و بکشم ولی عمدا اینکار و نمی کنم.راستش دوست ندارم لوس بشه و مثل خیلی از زنها کارم بشه نازکشی مداوم شوهر.برای همین هرچی می گه محلش نمی دم و می رم تو اتاق و شروع می کنم به زبان خواندن. اونم تلاقی می کنه و  قرار خریدمون و کنسل می کنه.آخه قرار بود شب بریم ش ه ر و ن د و برای خونه خرید کنیم.بعد حدود یه ساعت آقای همسر میاد که بخوابه.همچنان تو قیافه است ولی چون خسته است زود خوابش می بره.منم که طبق روال آخر شبها دارم تو اینترنت گشت می زنم.زیر چشمی یه نگاه به آقای همسر می کنم.چقدر مظلومانه خوابیده. نمی دونم چرا اینجور وقتها دلم می خواد کلی بوسش کنم.دلمم کلی واسه بغل کردنش تنگ می شه.لپ تاپ و خاموش می کنم و دست چپش و باز می کنم و آروم خودم و تو بغلش جا می کنم.صداش در میاد که آخ آخ دستم شکست.محلش نمی دم و دستش و حلقه می کنم دورم و سرم و می گذارم رو قلبش. هنوزم ناراحته چون دستش و از دورم باز می کنه.ولی من از رو نمی رم و خودم دوباره دستش و دورم حلقه می کنم و این بار نگه می دارم.یکم که می گذره یخش باز می شه و خودش دستش و محکم دورم حلقه می کنه. بوسش می کنم و ازش می پرسم هنوز ناراحتی؟؟ می گه آره. می گم می خوای خودت و واسم لوس کنی؟؟ می گه چقدرم که تو خریداری.می گم حالا ایندفعه استثناعا می خرم .بعدشم کلی نوازش و بوس از جانب من. عین این بچه ها ذوق می کنه و قند تو دلش آب می شه و من می مونم که این مردها با همه قدرتشون چطور اینقدر در برابر سلاح محبت شکننده و ناتوانند.

امروز صبح قبل اینکه بره سر کار با یه لبخند پت و پهنی گفت عصر بریم خرید؟؟  گفتم  حالا تا عصر. و به این ترتیب تمام دلخوری ها تموم شد.

بعضی اوقات فکر می کنم چقدر خوبه هر کدوم از ما بدونیم تو موقعیت های مختلف چه جوری رفتار کنیم . من خودم وقتی عصبانیم دوست دارم تنها باشم.معمولا هم هیچی نمی گم و فقط می رم تو اتاق و در و می بندم. اما آقای همسر همیشه دوست داشت موقع عصبانیت فقط حرف بزنه.اوایل آقای همسر ناراحت می شد از اینکه من وسط بحثش ول می کردم و می رفتم تو اتاق و اونم پشت سر من می اومد تو اتاق و دوباره بحث و ادامه می داد و همین باعث می شد که بحث بالا بگیره و دو تا دادم من بزنم و یه موضوع ساده یه وقتی می دیدی تا چند روز باعث ناراحتی بین ما می شد. اما الان هر دو فهمیدیم که اگه بعد هر بحثی یه مدت تنها باشیم و  قضیه رو کش ندیم خیلی زود ناراحتیمون برطرف می شه و حتما یکیمون برای آشتی پیش قدم می شیم.اینم یه پیشرفت دیگهنیشخند

[ شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٦:۳٩ ‎ق.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]