روزهای طلایی زندگی

به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش

یادمه یه زمانی یه وبلاگی رو می خوندم که نویسنده اش نوشته بود فکر می کردم ازدواج کنم تنهایی هام پر می شه اما بعد ازدواج تنهاتر شدم.اون زمان تعجب می کردم که چطور چنین چیزی امکان داره اما الان شرایط خودم دقیقا همینه. روزها که آقای همسر تاعصر سرکاره و حتی بعضی از روزهای تعطیل مثل امروزم باز سر کاره.البته اجباری نیستا ولی خوب همه می دونند اضافه کاری چقدر رو حقوق تاثیر داره اینه که آقای همسرم بیشتر می مونه.

البته این تنهایی منم برای اینه که فعلا سر کار نمی رم.می دونم اگه سرکار برم دیگه حوصله ام به این صورت سر نمی ره.

اما اینها رو گفتم که بگم به لطف سپیده جون و اینکه من و لینک کرده آمار بازدید کنندگان اینجا خیلی بالا رفته.منم کلی تشویق شدم و این چند روزه زود به زود آپدیت کردم.اما آمار کامنت ها متاسفانه خیلی دلسرد کنندست.من تو این چند سال اخیر خیلی از دوستهام و به علت های مختلف از دست دادم و به نسبت گذشته تنها شدم. امیدم به این بود که از طریق این وبلاگ دوستان جدیدی پیدا کنم چون ذاتا آدم اجتماعی هستم و این کمبود دوست داره عذابم می ده.اما با این آمار کامنت ها دارم کم کم از این وبلاگ نا امید می شم.یعنی در بین اینهمه بازدید کننده کسی نیست که دوست داشته باشه در این دنیای مجازی با من دوست بشه؟؟ناراحتدل شکسته

[ چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ آلیس ]

[ نظرات () ]