به پایان آمد این دفتر

سلام

 

نمی دونم تا به امروز چند نفر از خواننده های اینجا متوجه شدن که من وبلاگم و بستم؟؟ چون کل قالبم و پاک کرده بودم و فقط یک پیغام خداحافظی گذاشته بودم چیزی تو ریدر نشون نمی ده و احتمالا کسانی که اینجا رو از طریق ریدر ها دنبال می کنند نباید متوجه این موضوع شده باشند.جدودا دو هفته ای می شه .حالا علت اینکار چیه باید بگم که علت خاصی نداره جز اینکه نویسنده این وبلاگ کاملا مودیه و یه وقتهایی حس یه کارهایی رو داره و  یه وقتهایی هم نداره.الانم یه مدتیه اصلا حوصله دنیای مجازی رو ندارم.برای همین علاوه بر وبلاگ ، فیس رو هم دی اکتیو کردم که البته با استقبال بسیار زیاد آقای همسر هم روبه رو شد. چون آقای همسر خیلی از محیط فیس بدش می یاد و خودشم اونجا اکانتی نداره و همیشه شاکی بود از اینکه من چرا عکسی از خودم یا اون اونجا می گذارم.

 

اما امروز این پست و گذاشتم که فقط یه خبری رو بهتون بدم.روز هشتم مهر به مناسبت سالگرد ازدواج من و آقای همسر اینجا یه پست ویژه می گذارم.تو این پست ویژه هم می خوام خاطرات روز عروسی و مراسممون و کامل بنویسم و یه چند تا عکس هم از خونمون که ما بهش می گیم خونه آرزوها بگذارم.اینم چون قولش و به خیلی ها داده بودم و دوست دارم برای خودم هم یادگاری بمونه می نویسم که بدقول نشم.لبخند

این پست قطعا رمزیه و رمزشم با نوشته های عادی متفاوته.دوستان عزیزی که دوست دارند بخونند لطفا آدرس وبلاگهاشون و تو همین پست برای من بگذارند که رمز و براشون بفرستم.فقط لطفا آدرس ایمیل برام نگذارید مگر دوستان خاصی که می شناسمشون.

 

دیگه اینکه اگر بدی دیدین حلال کنید. نمی دونم کی دوباره عین قبل بیام و بنویسم چون فعلا هیچ انگیزه ای برای اینکار ندارم اما اگه یه روزی برگشتم حتما بهتون خبر می دم.

دوستتون دارم.مواظب خودتون باشیدماچ

 

اگر روزی داستانم را برای کسی نقل کردی بگو:

بی کس بود اما کسی را تنها نگذاشت.

دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست.

کوه غم بود ولی کسی را غمگین نکرد.

و شاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست...

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
آرمین

وبلاگ قشنگی داری به منم سر بزن خواستی تبادل لینک میکنیم[گل]

ملیحه

سلام الیس جونمممممممم خوشحالم که حالت خوبه........ 25 مرداد که اومدم وبلاگت و دیدم خداحافظی کردی رفتی، کلی ناراحت ونگران شدم......... راستش اون روز کلی مطلب توی ورد نوشته بودم و میخواستم برات کامنت بذارم که اومدم دیدم، خداحافظی کردی رفتی........منم از رو نرفتم و تمام چیزهایی رو که نوشته بودم رو ذخیره کردم برات........ الانم توی یه کامنت جداگونه برات میفرستم........ خوشحالم که حالت خوبه...........[لبخند][گل][قلب]

ملیحه

25 مرداد سلام الیس جونمممممممم امروز داشتم تفسیر سوره نساء رو میخوندم و به ایه زیر رسیدم و یهو یادت افتادم....درباره مجازاتهای خداوند هست.....گفتم شاید یه کمکی کرده باشم عزیزم.......اخه دفعه پیش گفتی خدایی که اینقدر مهربون و کریمه که نمیاد به خاطر گناهانمون ما رو عذاب شدید کنه.......متاسفانه همینطوره عزیزم........یک هفته پیش هم یه حاج اقایی توی تلوزیون داشت درباره همین موضوع صحبت میکرد و میگفت به شرطی از عذابهای خدا در امانیم که توبه کنیم....... البته من کوچکتر از اونی هستم که بخوام راهنماییت کنم گلم........اما هر دفعه که توی قران به این مسئله میرسم ناخوداگاه یادت میفتم........ایشالا که بتونی به بهترین نحو از پس مشکلاتت بر بیای....... ايه 147 سوره نساء: مجازاتهاي خدا انتقامي نيست! در اين ايه به يک واقعيت مهم اشاره مي شود و ان اينکه مجازاتهاي دردناک الهي نه به خاطر ان است که خداوند بخواهد از بندگان عاصي انتقام بگيرد و يا قدرت نمايي کند و يا زياني که از رهگذر عصيان انها بدو رسيده است جبران نمايد، زيرا همه اينها لازمه نقايص و کمبودهاست که ذات پاک خدا از انها مبراست، بلکه اين مجازاتها همگي بازتابها و نتايج سوء اع

من کنار تو پر از آرامشم

سلام آلیس جونم خوبی ؟ وقتی اومدم و پست خودم که رمز دار بود رو نوشتم اومدم برات رمز رو بذارم دیدم که وب رو بستی .... از تعجب مردم و نگران که یعنی چی شد ؟؟ نمیدونستم هم از کجا ازت خبر بگیرم ... دیگه بعد هم رفتیم مسافرت امروز اومدم مثل همیشه وبت رو باز کردم اینقدر خوشحال شدم که دوباره برگشتی [گل][قلب]

jokez.jokez

سلام عزیز وبلاگ خیلی خوبی دارید امیدوارم موفق باشین.

نوشین مامان هستی

سلام عزیزم با بهم ریختگی ریدر خیلی از پرشین هامو به موقع نتونستم سر بزنم [خجالت] انشالا تصمیم جدیدت هر چی هست به خیر و سلامتی و خوشی باشه [قلب]